X
تبلیغات
زولا

یاران مهر
 
<
نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1392 توسط مدیر
به گزارش یاران مهر به نقل از 598 نگاهی به تاریخ گذشته، این نکته که ملت ایران هیچ گاه و تحت هیچ حکومتی بدون دین و یا تفکرات دینی نمی زیسته را آشکار می سازد. اما کیفیت عینیت یافتن آموزه های دینی در زندگی مردم در مقاطع مختلف تاریخی متفاوت و بیش از هرچیز متاثر از نوع حکومت مستقر و عملکرد سیاستگذاران بوده است.


در این بین نوع نگاه سیاست گذاران و مدیران کشور به شیوه حضور دین در اجتماع به 2 دسته کلی قابل طبقه بندی است: برخی به حضور حداقلی دین و در مقابل عده ای به وظیفة حداکثری دین معتقدند. تردیدی نیست که در شرایط فعلی کشور و به خصوص در انتخابات پیش رو یکی از وجوه افتراق جریان های مطرح در صحنه انتخابات نوع دیدگاه های آنان درخصوص حدود و ثغور حضور دین در جامعه خواهد بود.

آقای محمد باقر قالیباف طی ایراد سخنرانی های انتخاباتی و انتشار کتابی با عنوان « نگاهی راهبردی به نظام فرهنگی کشور» دیدگاه های خود پیرامون جامعه مطلوب دینی و کیفیت حضور دین در عرصه اجتماعی را بیان نموده است. در ادامه این مطلب با بررسی نظرات ایشان در تلاشیم تا بدانیم که نشئه فکری ایشان در کدام طبقه از دسته بندی دوگانه قرار می گیرد.

ایشان در کتاب نگاهی راهبردی به نظام فرهنگی کشور در تحلیل وضعیت دینداری مردم آورده است:

- نتیجه ی پژوهش های انجام شده درباره ی دینداری، نشان دهنده ی میزان بسیار بالای دینداری در کشور است. بیشتر افراد به محاسبه ی اعمال خوب و بد در روز جزا، به زندگی پس از مرگ و به وجود خداوند اعتقاد دارند. در زندگی فردی نماز میخوانند و روزه گرفتن،به عنوان شکل دیگری از مناسک فردی روندی کاملاً صعودی داشته است. قرآن خواندن نیزکه عملی مستحب محسوب می شود، روند افزایش صعودی داشته است. اعمال مستحبی دیگر نظیر نذر کردن و صدقه دادن نیز رقم بالایی را به خود اختصاص داده است؛ البته از یک ‌سو شاهد داده های کمی روبه پایین شرکت در نماز جماعت و نماز جمعه و نیز حضور در مساجد هستیم.(کتاب نگاهی راهبردی به نظام فرهنگی کشور)

مطابق دیدگاه ایشان، ملاک دینداری به امور شخصی فروکاسته و کارکرد دین تنها در امور اخروی و قدسی و معنوی، از قبیل نماز و روزه و دعا و مناجات و مسائلی از این دست خلاصه می‌شود.

بنابراین، انتظار فراتر از این مقولات از دین، و ورود آن در عرصة ساختارسازی و دخالت در تمشیت زندگی مردم و به‌ویژه پیوند با دولت، فراتر از توانمندی آن است. این دیدگاه بدون ملاحظة تفاوت‌های موجود بین ادیان مختلف توحیدی و به‌ویژه نادیده گرفتن تفاوت جوهری بین ادیان تحریف شده و ادیان ناب آسمانی، مدعیات خود را به همة ادیان تعمیم می‌دهد. آن گونه که در صفحه 117 همان کتاب آمده است:

- تقریباً در همه ی ادیان، علاوه بر اعمال عبادی فردی، بر ابعاد اجتماعی نیز تأکید می شود.بعد اجتماعی ادیان با انجام مناسک جمعی و تعامل های اجتماعی- مذهبی افراد تحقق می یابد.منظور از مناسک جمعی دینی، اجتماعاتی است که برای انجام شعائر و مناسبت های دینی انجام می شود. حضور در نماز جماعت، نماز جمعه، مجالس روضه خوانی، هیئت های عزاداری و زیارت اماکن مذهبی از جمله ابعاد اجتماعی و مناسک جمعی دینداری است.

واقعیت این است که دین در روزهای ابتدایی انقلاب و دورة بساطت نظام و فعال نشدن نهادهای تخصصی، نقش‌های فراوانی را ایفا می‌کرد، اما پذیرش قطعنامه و پایان یافتن دفاع مقدس تحولات فراوانی را در پی داشت که یکی از آنها پیچیده‌تر شدن حیات اجتماعی و متعاقب آن، پیدایش نهادهای تخصصی به منظور پاسخ‌گویی به مطالبات دوران سازندگی است. به علت بی توجهی مدیران ارشد و سیاست گذاران دولتی افول نقش فرانهادی دین با شروع افتراق ساختاری و تقسیم کار اجتماعی و پیدایش نهادهای تخصصی اجتماعی، اقتصادی، تولیدی، عمرانی و... سرعت یافت و به‌تدریج نقش‌های کلیدی را به آن نهادها واگذار کرده و آموزه های دین نقش جامعه سازی خود را از دست داده و به ایفای نقش فردی‌اش، یعنی همان تنظیم مناسبات فرد با خدا، محدود شده است .بدیهی است اکثر قریب به اتفاق مدیران کشور در آن دوره و حتی در دوران دفاع مقدس با تمام تعلقات شخصی به اسلام و انقلاب ظرفیت جامعه سازی و ساختارسازی برای آموزه های دینی متصور نیستند و نگاهی ناامیدانه بدان دارند. این قشر از مدیران مطلوب خود را دوران سازندگی می دانند و اگر هم نقدی به آن دوره وارد کرده اند ماهوی و مبنایی نبوده بلکه به رفتارهای شخصی برخی مدیریت ها ایراداتی وارد کرده اند. بی شک نمونه ای از همین افراد شهردار فعلی تهران می باشد، ایشان با همان نگاه حداقلی و چارچوب ساز در دیدار انتخاباتی خود با طلاب و روحانیون مشهد و برسی عملکردی صداو سیما و سینما در کتاب نگاهی راهبردی به نظام فرهنگی کشور اعلام داشته اند:

- اداره جامعه نباید از چهارچوب مبانی اسلام و دین خارج شود.

- نقاط قوت حوزه صدا و سیما: توانایی و تجربه ی ساخت برنامه ها با حفظ موازین شرعی، توفیق صدا و سیما در پر کردن اوقات فراغت بخش مهمی از اعضای جامعه.

- نقاط قوت حوزه سینما: وجود تجارب در ساخت فیلم های سینمایی با حفظ موازین شرعی ،حضور جوانان در عرصه های مختلف بازیگری و کارگردانی سینما

- نقاط ضعف حوزه ی سینما:کمبود سالن های سینما/ضعف بنیادی در نظام پخش و بازاریابی فیلم/کمبود امکانات و تجهیزات پیشرفته و به روز در فعالیت های سینمایی/ممانعت از نمایش برخی فیلم های سینمایی توسط مراکز ذی ربط/وجود نظارت های مکرر و غیرمنطقی بر فعالیت های فیلم سازی و افت محتوایی فیلم ها وهدر رفتن هزینه ها

- نقاط ضعف صدا و سیما: میانگین پایین تخصص و مهارت نیروی انسانی، به ویژه در رقابت با رسانه های غربی/ مقررات دست و پاگیر و نظارت های چندگانه ی مبتنی بر ضوابط مبهم و غیرشفاف در تولید برنامه ها و فیلم ها

یکی از ایرادات جدی که در مقوله فرهنگ بر این اندیشه مدیریتی وارد است تلاش بر رشد ترازهای فرهنگی و اجتماعی با افق شاخص های توسعه ای است، آسیب ها و نتایج جدی این تلقی از فعالیت های فرهنگی در دوران سازندگی در فضای فعلی کشور کاملا محسوس است. دیدگاه های آقای قالیباف موید این واقعیت است که ایشان نیز بر همین مدار سیر می نماید، چونان که در همان کتاب آورده است:

- توسعه که یک کلیت یکپارچه و پیچیده ی زندگی انسان و مجموعه ی مناسباتش با طبیعت، جامعه )انسان های دیگر(و جهان را در برمیگیرد، به دنبال ضرورت توجه به ابعاد چندگانه ی زندگی انسانی و اجتماعی است. از این رو باید به شاخص های فرهنگی توسعه که گاه در گزارش های جهانی فرهنگ، از آن به عنوان « شاخص های فرهنگی رفاه انسانی » یاد می شود، توجه خاص نشان داد و برای گسترش آن ها برنامه ریزی کرد.(ص3، کتاب نگاهی راهبردی به نظام فرهنگی کشور)

در این ایام شاهد حمایت های برخی افراد و مجموعه های حوزوی و دولتی از این مدل مدیریتی در انتخابات پیش رو هستیم، چندی پیش مجلسی با حضور خطبا و روحانیون حامی کاندیدایی که به شکل برجسته این تفکر مدیریتی را نمایندگی می نماید، برگزار شد، در خلال اظهارات حاضران محوری ترین دلیل برای حمایت از ایشان را قوت مدیریتی و اجرایی به شمار آورده و حتی یکی از خطبای معروف و فعال شیراز علنا بر این نکته تصریح داشت که:

- « قالیباف نسبت به امثال ماها قطعاً لیبرال ترست ولی این چه ربطی به کار اجرایی و مدیریتی دارد او مشکل گرسنگی و جاده و پل مردم را حل کند،سر رهبری خلوت می شود و ایشان مشکلات فکری و فرهنگی را حل می کنند و این حالت خیلی مطلوب است.»

این نگاه در موضع گیری های انتخاباتی شخص آقای قالیباف هم وجود دارد:

- اگرما نتوانیم در آینده مشکلات اقتصادی جامعه را حل کنیم، همین مردم از دین خود بازمی گردند و ما نمی توانیم به موفقیت و پیروزی برسیم در این صورت انقلاب از بین می رود.( دیدار با طلاب و روحانیون حوزه علمیه مشهد)

ریشه دار بودن این ىیدگاه در نظر و عمل ایشان افرادی چون صادق زیباکلام را بر آن داشت تا در موضع گیری انتخاباتی خود قالیباف را عملاً در امتداد دولت های سازندگی و اصلاحات و بهترین گزینه برای ادامه توسعه اقتصادی و سیاسی مدنظر تجدیدنظر طلبان  برشمارد:

-  من از مهر سال گذشته گفتم بهتر است که اصلاح طلبان پشت سر ناطق نوری یا قالیباف بروند. آقای ناطق نوری که در انتخابات حاضر نشد اما قالیباف همچنان گزینه پیش روی این جریان است. جالب است که نزدیکان آقای قالیباف با من تماس می گیرند و می گویند تو اگر درباره قالیباف صحبت نکنی بهترین خدمت و کمک را کرده ای. اما واقعیت امر این است که اگر قالیباف رییس جمهور شود، چاره ای ندارد که اقتصاد کشور را در مسیر توسعه حرکت دهد. در این راستا توسعه سیاسی را هم به صورت اجتناب ناپذیری پیش می برد.

- مطمئنا اکثریت بدنه اجتماعی اصلاح طلب ها به قالیباف رای می دهند چون او ناچار است که توسعه اقتصادی دولت هاشمی را توام با توسعه سیاسی خاتمی ادامه دهد.

نکته قابل توجه آن که نه تنها راه اندازی ایستگاه قرآن ، موزه شهدا و پر کردن شهر از تابلوهای آیه و حدیث کمکی درخور به اعتلای فرهنگ انقلاب نمی نماید، بلکه در صورت عدم تطبیق این شعائر با عملکرد مدیران و سیاست های دخیل در حیات مردم و در نتیجه تغایر این ارزش ها در سطح گفتار و رفتار، موجبات رنگ باختگی این ارزش ها در اذهان را پدید خواهد آورد، مگر در دوران وزارت عطاء الله مهاجرانی کم نمایشگاه قرآنی برپا شد و مگر خود آن ها کم داعیه دینداری داشته ودارند؟

تجربه مدیریتی این دوستان ثابت نموده است این قابلیت را دارند، همزمانی که روی دیواره های بزرگراه های شهر صحنه شهادت رزمندگان در کنار کرخه را به تصویر بکشند، ناخواسته با تنظیم ساختارهای اجتماعی، اقتصادی مدنظر خود هوس زیستن در حاشیه راین، شانزلیزه استریت و لوگزامبورگ پارک را در نفوس اقشار جامعه تهییج کنند.